• تاریخ انتشار : یکشنبه 28 خرداد 1402 - 21:53
  • کد خبر : 48
  • چاپ خبر
بحران زباله سراوان بلای جان گیلان؛

آیا آینده رودبار در خطر است ؟

یادداشت – علی اصغر لطیفی بیش از ۳ دهه و اندی از انتقال پسماند برخی از شهرستان ها به لندفیل سراوان میگذرد، لندفیلی که از ابتدا طرحی کارشناسانه و قابل تحسین از سوی کارشناسان آن زمان در دل جنگل های سراوان و نزدیکی روستاهای همجوار اسم برده می شد. سال ها از تاسیس لندفیل سراوان

یادداشت – علی اصغر لطیفی

بیش از ۳ دهه و اندی از انتقال پسماند برخی از شهرستان ها به لندفیل سراوان میگذرد، لندفیلی که از ابتدا طرحی کارشناسانه و قابل تحسین از سوی کارشناسان آن زمان در دل جنگل های سراوان و نزدیکی روستاهای همجوار اسم برده می شد.

سال ها از تاسیس لندفیل سراوان و انباشت خروارها زباله تر و خشک در دامان طبیعت می گذرد و هر روز بیشتر از دیروز شاهد ظلم بر طبیعت و مردمان خونگرم آن خطه هستیم و تنها شاهد وعده های مکرر اصلاح لندفیل یا بازگشت سراوان به دامان طبیعت و انتقال زباله به سایت جدید هستیم، سایت زباله غیر کارشناسی ای که نه تنها به طبیعت بلکه به آب های زیر زمینی و سلامت مردم منطقه نیز آسیب جدی زده است.

پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم شاهد وعده های جدید تر با طعم طرح انتقال سایت به مکانی جدید تر و البته با فاصله بیشتر از مرکز استان و البته تعطیلی به یکباره سایت سراوان و بهسازی بدون پشتوانه علمی کاشت درخت بر تلی از زباله خاک شده بودیم.

با توجه به سوابق گذشته دولتمردان و کارشناسان شکست خورده در عرصه مدیریت پسماند در گیلان شاهد طرح و مکانی نامشخص از انتقال پسماند در گیلان بودیم که سوابق ضعیف گذشته باعث نگرانی جدیدتر دغدغه مندان سطح استان بالاخص شائبه‌ های موجود مبنی بر انتقال زباله به جنوب گیلان شهرستان رودبار شده است.

شهرستانی استراتژیک که هم پیشانی استان است و هم آب کشاورزی بیش از نیمی از کشاورزان سطح استان را در دل سفید رود بزرگ تامین می نماید.

بخواهیم یا نخواهیم با شکست های متعدد عرصه پسماند در گیلان برای جامعه سوال های متعدد و بی پاسخی پیش می آید!

پشتوانه و بسته علمی آقایان در انتقال پسماند به نقطه ای دیگر چیست ؟ چرا تا کنون برای آگاه سازی جامعه هیچگونه بسته رسانه ای با محتوای روشن علمی منتشر نشده است!

مباحث پنهانی آقایان و روشن نکردن واقعیت مکان جدید برای اهالی یک شهرستان و نگرانی دغدغه مندان نه تنها مشکلی از پسماند استان حل نمی کند بلکه به اعتماد عمومی جامعه نیز آسیب می زند، هرچند با تعطیلی بدون پشتوانه سایت سراوان و انباشت تل زباله در شهرها و روستاها و عدم مدیریت درست به خودی خود واقعیات مدیران را باز و نگرانی ها را بیشتر کرده است.

اگر بخواهیم تنها به مورد جداسازی زباله تر و خشک در گیلان توجه کنیم سوال پیش می آید مجموعه ای از دوایر و سازمان های دولتی که حتی از جداسازی زباله های تر‌ و خشک خود عاجزند، چطور می توانند با این فرمان زباله های تر‌ و خشک جامعه را جداسازی کنند ؟

تجربه ثابت کرده که برخی مرکز نشینان بارها برای حل مسئله، صورت مسئله را پاک کرده اند و اگر خواستند ابرو را درست کنند چشم را کور کرده اند، درخت های کاشته شده چند ماه گذشته نیمی از آن امروز سوخته اند‌، تبدیل پیشانی استان به تل زباله چهره استان را مخدوش و امید کشاورزان آن منطقه و نیمی از کشاورزان استان را نا‌ امید می کند چون اعتمادی باقی نمانده است تا دلسوزی را باور کنیم.

قلمی که در این مرقومه آمده است نمی خواهد یأس و نا‌ امیدی را در جامعه بگستراند، می دانیم می شود و می توانند اگر نگاه درست، عمیق و کارشناسی جامعی نسبت به مسئله داشته باشند.

به گذشته و انتخاب های صورت گرفته بنگرند، بودجه های کلان صرف شده در گذشته را حساب کتاب نمایند و کم کاران و مفتضحکاران گذشته را در عدالت خانه پاسخگو عملکرد خود نمایند، مشورت با اهل فن و یادگیری مدیریت موفق پسماند در در برخی استان های موفق را سرلوحه خود کنند! و با بها دادن به برخی سازمان های مردم نهاد که هم دلسوز طبیعت هستند و هم فعال در زمینه محیط زیست برای آموزش جداسازی و مدیریت زباله در شهر و منزل می توانند به مدیریت پسماند و کم کردن زباله در گیلان کمک نمایند.

با تغییر رویکرد ها و نگاه ها هم می توانند جلوی ظلم به طبیعت و مردم سراوان را بگیرند و هم می توانند جامعه را اقناع و اعتماد عمومی را برگردانند.

منبع : نشریه دانشجویی پیروز

لینک کوتاه

برچسب ها

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 2 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.